بسم الله الرحمن الرحیم

عنوان:

*اسپانیا، تاریخ عبرت آمیز برای جهان اسلام*

اثری از؛ خادم حسین دانش پژوه کارشناسی ارشد رشته ادبیات عربی.جامعۀ المصطفی العالمیه)(1591885)

 مقدمه

       از آنجا كه اسلام، دین دانش، تفكر و تعقل است، هر كجا كه قدم گذاشت، نور دانش در آنجا درخشید. اندلس نیز یكی از كشورهایی بود كه با تابیدن نور اسلام بر دلهای مردمش، از میان آنها اندیشمندان بزرگی برخاستند كه سهمی به سزا در تمدن اسلامی بلكه بشری ایفا كردند و دستاوردهای شگرفی را به جهان علم عرضه نمودند. از همان موقعي که مسلمانان به اندلس مهاجرت كردند،علم و هنر های زیادی با خود بردند و در آنجا فرهنگ علمی و اسلامی پایه ریزی نمودند و راهای گونانی در علم دانش بویژه در ادبیات عرب در این دیار گشودند،آثار فرهنگی و علمی آنان امروز هم در شهر های مختلف اسپانیا مانند آندلس و قرطبه قابل مشاهده می باشد.

 مسلمانان در این سرزمین بیش از هشت قرن مسلط بودند و یک حکومت قوی با فرهنگ آداب اسلامی بنا نمودند.در این مدت علماء و دانشمندان زیادی در این کشور اسلامی زندگی می کرده اند بعضی از آنها از کشور های عربی و اسلامی به اسپانیا هجرت نموده بوده اند.مسلمانان در علوم و فنون مختلف پیشرفت چشمگیری را داشتند و الان هم از آثار زیادی از آن به یادگارمانده اند.

   طولی نکشید که این کشور معروف اسلامی از هم فروپاشید و مسلمانان مظلومانه از این سرزمین پهناور اخراج شدند و خیلی ها هم در بین راه کشته شدند.اما سوال این است که چه عوامل سبب شد که  مسلمانا همه چیز را از دست دادند و ننگ و بدبختی نصیب شان شد؟ ما در این مقاله بصورت اختصار سعی خواههم کرد که عمده عواملی که اسپانیای اسلامی تبدیل  به اسپانیای مسیحیان شد،این را بررسی نموده و حربهای شومی که توسط دشمنان اسلام در این مسأله بکاربرده شد و موفق آمیز بوده را نیزاشاره خواهم نمود تا از این حربه های استکباری آشنا شده و درآینده نسبت به فریبفای دشمنان هوشیار باشیم.

معرفی کشور اسپانیا(اندلس)

     اسپا نیا  بعنوان یکی از کشور های کهن  اروپا از اواخر قرن  پازدهم تا قرن نوزدهم یکی از قدرتمند ترین امپراتوریهای عصر خود به شمار می رفت. تکلم مردم 22 کشور  جهان به زبان اسپانیولی متاثر بودن آنان از فرهنگ اسپانیائ میراث آن امپراطوری است.این کشوردر تقا طع میان افریقا و اروپا وا قع شده و کلید ورود آبهای مدیترانه از طریق اقیانوس اطلس در دست آن است. اثرات فرهنگی اروپایی و اسلامی را در این کشور می تواند بخوبی مشاهده کرد و این از خصوصیات استثنايی اسپانیایی  در میان کشور های ارو پایی است.

    در خصوص مسائل داخلی نیز این کشور پس از جنگهای داخلی و استقرار نظام پادشاهی،پارلمانی

اصلاحت همه جانبه سیاسی،اقتصادی و اجتماعی را در دستور کار خود قرار داد و پس از پیوستن به

اتحادی اروپا توانست در زمره مهمترین کشورهای اروپایی قرار گیرد.

  بیش از 98در صد جمعیت اسپانیا مسیحی کاتولیک هستند. اسپانیاییها در کلیسا غسل تعمید داده می شوند،ازدواج میکنند و آئین تدفینشان در کلیسا انجام می شود. تعداد کلیساهای اسپانیا حدودا61000 عدد ذکر شده است.

  تشکیلات کلیسایی در اسپانیا در برگیرنده13 حوزه سراسقفی است که این حوزه ها نیز خود به 52 حوزه اسقفی تقسیم می گردند.حوزه های سراسقفی مادرید و بارسلون مستقیما با واتیکان در ارتباط می باشند،ولی یازده حوزه سراسقفی دیگر تحت رهبری سراسقف تولدو شورای اسقفی اسپانیا را تشکیل می دهند.نام سراسقف تولد و کار دینال مارسلو گونزالز مارتین می باشد. اسامی سراسقفهای مادرید وبارسلون نیز به ترتیب کاردینال آنجل سوکوئیا گویکوئکه آ و ریکارد ماریا کارلس می باشد. تعداد پیروان سایر مذاهب مسیحی در اسپانیاحدود 250000 نفر ذکر شده است از فرق مختلف پروتستان،انگلیکن و شاهدان یهوه هستند1.

  علت نام گذاری آندلس

    اصل کلمة اندلسAndalus که تعیر دیگری است ازAundalusia و نان اسپانیای اسلامی است،بخوبی دانسته نیست،برخی چنین گفته اند که ازVandalitia یاVandalusiaیعنی سرزمین واندالهاVandals  مشتق شده است.2

   طبق بعضی از نقل ها اسم معروف آندلس«اوفیوسا» بمعنای بلاد حیات میباشد. زمانی که یونانیان در مناطق جنوب شرق این سرزمین سکونت داشتند،آنان این سرزمین را بنام ایبرایا یاد می کردند وزمانی که رومیان برآن مسلط شدند،آنان نام این سرزمین را«هسپانیا» نام گذاری کردند و این نام بعد از گزشت زمان با تبدیل شدن هاء به الف،«اسپانیا»گردید.بعضی ها گفته اند که یونانیان این نام را از «فینیقیها» گرفته بودند چون در زمان استعمار فینیقیها این سرزمین را در زبان خودشان «إشیانیم» یعنی ساحل خرگوشها می گفتند3 شخاصی هم چون: یاقوت حمودی،ابن غداری،ابن خلدون،حمیری و مقری، پیرامون وجه تسمیه آندلس اظهار نظر کرده اند: یاقوت این واژه را کلمه ای بیگانه و مشاجره پیرامون آن را بیهوده دانسته است4اما مقری، آن را مشتق ازآندلس بن طوبال یکی از نوادگان حضرت نوح(ع)می داند5پیش از وی نیز ابن غداری واژه آنداس را به قومی که بعد از طوفان نوح در جزیره ساکن شدند، نسبت داده و واژه مزبور را برگرفته از«اشبان» معرب اصفهان ذکر کرده است؛6ولی به گفته ابن اثیر: مسیحیان،آندلس را به خاطر این که در آن سرزمین، شخصی بنام اشبان مصلوب شده،اسپانیا نامیدند.7

   دید گاه مورّخان و جغرافی دانان مسلمان:منشأ این دیدگاه رازی پیشوای مورخان آندلس است که بیشتر مورّخان اسلامی آن رانقل کرده اند؛ وی معتقد است که واژه مزبور،واژه ای خارج از حوزه واژگان مغرب و آندلس بوده وی آن را به اقوام مهاجر از شرق نسبت داده است؛«آندلش»،(آندلش) واژه اصلی در این اشتفاق محسوب می شود که رازی، ابن عذاری، ابن خلدون، ومقری،آن را نقل کرده اند؛بر این اساس ارتباط واژه با حضور ایرانیان در آندلس مورد توجه محققان معاصر زبان فارسی قرار گرفته است.«آندلس» مشتق از«اَتروش»Atarrus «قوم آتش پرست» دانسته شده و«مجوس آندلس» که در روایات عربی بارها از آنها سخن رفته است، یکسان تلقی شده است. از جمله شواهد این که: نام «آندلس»، سه بار در شاهنامه آمده و مجموع احادیث اسرائیلیات نیز، مرتبط با ایران عنوان شده است.8

 

مفهوم اندلس در تاریخ اسلام

     بی تر دید بخش عمده ای از تاریخ اسپانیا با تا ریخ اسلام در هم پیوسه است.تجلی از این پیوستگی را به روشنی می تواند درواژه اندلس مشاهده نمود. از این روی˛بررسی تاریخی این سرزمین خارج از حال هوای فرهنگ و تمدن نیست.

    دربرخی از تاریخ های اسلامی وجوه تسمیه ای برای اسپانیا وارد شده است که غالبا جنبه ی اساطیری دارد.همچنین برای واژه اندلس وجوه تسمیه بسیاری آوردند مثلا بعضی از باستان شناسان گفته است نام اسبانیا از نام رودی بنام ابرو گرفته  شده که ابتدا بصورت ابروس بوده و در زبان لاتین،هسبانیا خوانده می شده است. معانی دیگری برای هسبانیا آمده است و گفته می شود که این واژه  در اصل یک واژه فنیقیایی بوده است که به معنای جزایر یا سواحل خرگوش مشتق شده است. کما اینکه قدیمی ترین فسیل یافت شده خرگوش از گرانا نادا با قدمت 5/2 میلیون سال بوده است. استرا بو، جغرافیدان رومی  در قرن اول میلادی،این شبه جزیره را به یک پوست گاو تشبیه  کرده  که از غرب به شرق کشیده شده است .

       شاید بهترین و واقعی ترین آنها قولی است که آن را بر گرفته ازواژه اندلوزیا  به معنای سر زمین واندل ها می دانند و این واژه خود الهام گرفته از واقعیت تاریخی هجوم واندل ها(قوم مهاجم شمالی) به این سرزمین است.اما نکته قابل توجه آن است که واژه اندلس همواره یادآور اسپانیای اسلامی است از آن جا که در سال 711م /92 ق یک دسته از مسلمانان به رهبری طارق بن زیاد9 که نام وی کلمه جبل الطارق ابدی شده است˛توانستند بخش عمده اسپانیا را فتح کند.اعراب قلمروجدیدود را در اسپانیا˛اندلس می گفتند و شهر قرطبه را به پایتختی برگزیدند و حتی امروزه نیز در منطقه ای به نام اندالوسیا واقع رد جنوب اسپانیا حضور اسلام و مسلمانان پررنگ تر و مایه دار تر از دیگرنقاط این کشور است.اندلس که امروز تنها به بخشی از اسپانیا اطلاق می گردد˛در دوره ی اسلامی به کلیه سرزمین اسپانیا و حتی تمام شبه جزیره ی ایبریا اطلاق می شده است.

موقعیت جغرافیایی اندلس

       پادشاهی اسپانیا در اروپای جنوب غربی بین اقیانوس اطلس و مدیترانه، فرانسه و پرتغال واقع شده و قسمت اعظم شبه جزیره ایبری را به خود اختصاص داده است که  مساحت آن با جزایر قناری و بالئار بیش از506787 کیلومتر مربع است. اسپانیا بواسطه کوه های پیرنه از فرانسه و بواسطه شبه جزیره کوچک بنام جبل الطارق که از سال 1713 تحت تصرف انگلستان قرار داشته است، از آفریقا جدا شده است. در شمال غربی و جنوب شرقی آن اقیانوس اطلس قرار گرفته و در مغرب با کشور پرتغال همسایه است.10

     موقیت  جغرا فیایی اسپانیا ادمیت استراتژیک خاصی این  کشور داده است۔ جبل الطارق به عنوان یکی از نقاط استراتژیک جهان دریای مدیترانه را بهاقیانوس اطلس مر بوط می سازد، اهمیت جزایر بالئار  در شرق اسپانیا وجزیر قناری در اقیا نوس اطلس موقیت استرتژیک اسپانیا را تقویت می نماید۔ جزایر قناری بهاین کشور امکان می دهد تا در مسیر تردد کشتیهای نفتکش که از جوار آن عبور می کند اعمال نظر می کند و به همین جهد جزایر قناری برای اسپانیا دارای اهمیت استراتژیک بالای است. با وجود این  از جنبه ها و جازبه های تور یستی این جزیره نیز به شکل مطلوبی استفاده می شود .جزایر بالئا در شرق اسپانیا وبا موقعیتی ممتاز در غرب دریای مدیترانه میتواند شعاع عمل وسیعی را در خلیج والنسیا به اسپانیا بدهد.

     بطور کلی موقعیت جغرافیایی اسپانیا یکی از عوامل مئوثر در مشی سیاسی و سیاست خارجی  این

کشور بشمار می رود.این کشور خود را پلی بین اروپا و افريقا دانسته و ازاین طریق بدنبال آن است  تا

کماکان بتواند در شمال افریقا ذینفوز باشد.از سوی دیگر اسپانیابه عنوان یک کشور حوزه در یای

مدیترانه مایل ا ست در قالب(روند بار سلون) نقش بارز خود را حفظ نماید، افزون بر آن ارتباط

نزدیک سیاسی،اقتصادی و فرهنگی با کشورهای امریکای مرکزی و لاتینی اسپانیا را به درواز‎ه ارتباطی اروپا با بین بخش از جهان  تبدیل کرده است.

 

نحوفتح اندلس توسط مسلمانان

     همه  منابع عربی متفق اندكه در زمان خلافت عبدالملک شخصی بنام:« ژولین»،11در بخشی از سرزمین اندلس حکومت می کرد. وی از ناحیۀ حکمران های دیگر که در اطراف او بودند،  شدیدا مورد تهدید قرار میگرفت لذا او همیشه تحت فشار بوده است. ایشان برای این که خود را از تهدید های مزبور مصون نگهدارد،  شخصی موسوم به موسی بن نصیر  که والی عبدالملک در افریقا بود، را به تصرف اندلس دعوت کرد، و همچنین  رخنه ها و راههای نفوذی را به او تعلیم نمود و کار فتحش را در نظرش آسان جلوه داد.12

        منابع، انگیزۀ این رفتار ژولین را قصه ای دانسته اند که خلاصه اش چنین است: ژولین دختر خود را به کاخ رود ریک می فرستد تا با شیوۀ دیگر دختران اشراف گوت در آن زمان تربیت شود و پرورش یابد. رودریک با دیدن دختر شیفته اش می شود و به او تجاوز می کند.

        دختر ماجرا را به پدرش می نویسد. پدر به خشم می آید و به فکر انتقام از رودریک می افتد؛ لذا باطارق ارتباط برقرار می کند و او را با فتح اندلس تشویق و تحریک  می نماید. او در این راه موفق می شود و خود و پیروانش مسؤلیت راهنمایی مسلمانان را در خاک اندلس به عهده می گیرند و راهها، شهر ها و نقاط ضعف  را به آنان نشان می دهند.13

آغاز فتح

      بنا به روایات عربی،ژولین به گفتگو با طارق  در بارۀ دعوت او به فتح اسپانیا بسنده نکرد بلکه رنج رفتن به دیدار موسی در قیروان را بر خود هموار کرد تا وی را به سهولت فتح اسپانیا متقا عد سازد و در بارۀ فواید و بهره هایی که از این کار نصیبش خواهد شد با او گفتگو کند، مشروط بر آن که از فرصت عدم حضور رودریک وزبده ترین سپاهیانش که به قصد نبرد بنبلونه (پامپلونا؛ pam peluna) ، دور ترین نقطه شمالی شبه جزیره، بیرون رفته بودند استفاده کند و سریعا خود را به اندلس برساند. ظاهرا همین غیبت رودریک از صحنه، ژولین را بر آن داشته است تا سریعا خود را به موسی برساند و او را از این فرصت پیش آمده مطلع سازد. شاید هم بتوا ند از شتاب ژولین در رفتن نزد موسی استنتاج کرد که میل به رهایی از چنگال رودریک، این دشمن خود و دشمن دوستش ویتیزا، اندیشۀ کمک گرفتن از مسلمانان را در ذهن او به خود آورده بود و با استفاده از این فرصت تصمیم به اجرای آن گرفته است. به عقیده ساوداراهدف ژولین از رفتن نزد موسی عملی ساختن توطئه ای بوده است که با کمک فرزندان وهواداران ویتیزا آن را تدارک دیده بود.

         موسی که طبعا مردی بسیار علاقمند به جنگ وکشورگشایی بود، از ژولین  وپیسشنهاد او استقبال کرد. اما طبیعی بود که در صحت اطلاع داده شده از سوی ژولین شک و تر دید روا دارد. لذا از او خواست تا در جنوب اندلس به یک حمله نظامی  دست زند.هدف موسی آن بود از یک سو مطمئن شود ژولین دشمن رودریک است و از هجوم به کشورش هراسی ندارد و از سوی دیگر عکس العمل چنین حرکتی را با چشمان خود ببیند.ژولین نیز عملا به یک حملۀ سریع دست زد و سپس با دستی پر از غنیمت و اسیر بازگشت که در تتیجه موسی تشویق شد و تصمیم به عمل گرفت.

      موسی بدون  اجازۀ خلیفه ولید بن عبد الملک نمی توانست چنین حرکت خطیری را آغاز کند.لذا طی یک نامه ای از او اجازه خواست. عبدالملک که مردَد شده بود و از عاقبت چنین مخاطرای در یک سر زمین نا شناخته بر مسلمانان می ترسید به موسی فرمان داد که قبل از به مخاطره افکندن سپاهی عظیم، به وسیله یک گروه کوچک از سپاهیان سرزمین اندلس را بیازماید.14 موسی یکی از اتباع بر جستۀ خود موسوم با ابو زرعه طریف بن ملوک را که به احتمال قوی عرب می باشد،مأمور این کار کرد.ظاهرا وی شخصیتی توانا و دور اندیش بوده است؛ زیرا بعدها در تاریخ مغرب نقش خطیری ایفا می کند.15

ابو زرعه طریف و فرماندهی یک تیم شناسایی

     طریف با نیروی کوچک متشکل از چهار صد پیاده و صد سواره به وسیله چهار فروند کشتی که ژولین  در اختیار شان گذاشته بود روانه اسپانیا شدند ودر جزیره کوچک بنام زپالوماس(palomas)، نزدیک همان جایی پیاده شدند که بعداً شهری در آن ایجاد می شود و نام طریف(جزیره طریف) به خود می گیرد. عده های از قوای هوادارژولین و فرزندان ویتیزا با خوشحالی به کمک مسلمانان شتافتند و تا پایان عملیات پیاده شدن آنان در خاک ایبری، مسؤلیت حراست آبراه (تنگًهً جبل الطارق) را به عهده گرفتند. این عمل در رمضان سال 91ه.(ژويیه سال710م) انجام پزیرافت. طریف و افرادش از این نقطۀ خاک اسپانیا اقدام به یک رشته حملات برق آسا به ساحل کردند و غنایم فراوان و اسرای بسیاری به چنگ آوردند. طریف با همراهان خود بازگشت و سهم موسی را از غنیمت و اسیر برایش به قیروان فرستاد. موسی تشویق شد و خود را برای اقدام به یک حمله بزرگ و فتح حقیقی آماده کرد.16

ورود اسلام به اسپانیا و ایجادتمدن اسلامی

      مسلمانان طی دهه هاى نخست هجرى به شمال آفریقا رسیدند. آنها در شمال آفریقا و حوالى کوه هاى اطلس با مردمى صحرانشین رو به رو شدند که به بربرها معروف بوده و روحیه ای  سلحشور داشتند و زندگى خود را به سختى مى گذراندند. این افراد طی قرن ها نقش مهمى در تاریخ اسلام در آفریقا و اروپا ایفا کردند. اسلام آوردن بربرها به سختى صورت گرفت، اما هنگامى که آنها اسلام آوردند خود به یکى از عوامل گسترش و پیشرفت این دین تبدیل شدند. در سال 89 هجرى موسى بن نصیر که فبلا راجع به این اشاره شد، از طرف ولید بن عبدالملک خلیفه اموى به حکمرانى کل آفریقا منصوب شد. موسى بن نصیر مردى کریم، شجاع و پرهیزکار بود. او پس از جنگهاى سخت بربرهاى شمال آفریقا را مطیع خود ساخت و با استفاده از آنها یک سپاه نیرومند تشکیل داد.

     در سال 711 میلادی یک دسته از مسلمانان به رهبری طارق ابن زیاد و به دستور فرمانده کل آفریقا بخش اعظم اسپانیا را فتح کرده و قلمرو جدید خود را در اسپانیا اندلس نامیدند و شهر قرطبه را به عنوان پایتخت انتخاب کردند. این سپاه بیش از 20 هزار جنگجو داشت که از تنگه شمال مغرب گذشته و وارد اسپانیا شدند، این نقطه همان تنگه ای بوده که بعدها برای همیشه به نام فرمانده سپاه "جبل الطارق" نام گرفت17.

        45 سال پس از آن یعنی در سال 746 فردی از خاندان بنی امیه بنام عبدالرحمن با کمک هوادارن خود در اندلس به حکومت رسید و حکومت مستقل امویان را تأسیس کرد. در زمان عبدالرحمان فرآیند تبدیل شهر قرطبه  به یکی از فوق العاده ترین شهرهای قرون وسطی شکل گرفت. عبدالرحمان در محل یک معبد رومی، مسجد، مدرسه و بیمارستان بنا کرد که تا امروز هم به عنوان یکی از بناهای تاریخی از زمان اوج شکوفایی تمدن اسلامی در اسپانیا باقی مانده است حتی ستونها و طاقهای راه راهی که بعدها به نحو ناشایستی برای تغییر آن به یک کلیسای جامع صورت گرفت نیز امروز مشاهده می شود.

      عبدالرحمان سوم نیز طی سالهای 912 تا 961 حکومت کرد و پس از آن درگیریهای داخلی بر سر جانشینی موجبات تضعیف حکام وقت را فراهم کرد به طوری که در سال 1031 شورای وزیران در قرطبه تشکیل شد و پایان خلافت امویان اندلس و تأسیس شورای دولتی را اعلام کرد این شورا فقط بر قرطبه حکومت می کرد و  مناطق دیگر بدست حکام محلی اداره می شد.

    بر اثر متلاشی شدن حکومت مرکزی فشار دول مسیحی بر مسلمانان افزایش یافت بطوری که که حکمران اشپیلیه یعنی المعتمد و فقهای مالکی حکومتش ، از حکومت مرابطون در آفریقای شمالی تقاضای کمک کردند و مرابطون بعد از انجام مأموریتشان حکومت اندلس را در اختیار گرفتند.

 حکومت مرابطون در اندلس در سال 1145  پایان یافت و تا سال 1170 که اندلس تحت قدرت موحدون قرار گرفت ، هرج ومرج حکمفرما بود. اما موحدون نیز همانند مرابطون مدت زیادی دوام نیاوردند و به سرعت سقوط کردند. در این میان  حملات دول مسیحی شمال اسپانیا افزایش یافت و قرطبه بدست مسیحیان افتاد. در این ایام فردی بنام محمد بن یوسف ابن نصر حکومت نصریه را در غرناطه تأسیس کرد که پس از دو قرن و نیم حکمرانی در سال 1491 منقرض شد18.

جلوه ای از شکوه و تمدن اسلامی در اسپانیا

    اَندُلُس كه امروز اسپانیا نامیده مى شود در سال 711 میلادى به تصرف مسلمانان در آمد با آن كه اروپا در 263 حالت توحش و قرون وسطائى مى زیست، مسلمانان اسپانیا را به اوج تمدن و دانش رساندند.

      از آنجا که حاکمان مسلمان نسبت به پیروان سایر ادیان رفتاری آکنده از مدارا و تساهل را در پیش گرفته بودند، استقبال ساکنین اسپانیا از دین جدید بسرعت افزایش یافت به علت مزایای اجتماعی، مسلمان بودن و تحسین فرهنگ اسلامی به عنوان تمدن مترقی تر به جایگاه بر جسته ای دست یافتاسپانیای اسلامی ترکیب چند فرهنگی از پیروان ادیان الهی داشت و مسلمانان و مسیحیان و یهودیان در اکثر مواقع همزیستی مسالمت آمیزی را با یکدیگر تجربه کرده  تا حدی که از حضور یکدیگر سود می بردند. این امر درجه تمدنی را برای اروپا به ارمغان آورد که با نقطه اوج امپراطوری روم و رنسانس ایتالیا همخوانی داشت19.

       اوج شکوفایی تمدن اسلامی در اندلس در شهرسازی و شکوفایی اقتصاد این منطقه بود که از احیای تجارت سرچشمه می گرفت.

     قرطبه از نظر وسعت، ثروت و اعتبار رشد کرد و به همان میزان به صنایع دستی ماهرانه و علما و دانشمندان خود شهرت داشت. این شهر تحت فرمانروایی عبد الرحمان سوم در قرن دهم تقریباً نیم میلیون نفر جمعیت داشت. عبدالرحمان سوم اولین امیر قرطبه بود که لقب خلیفه را برای خود برگزید.

       در طول سه قرن فرمانروایی امویه در اسپانیا، مسلمانان تقریبا تمام این شبه جزیره را تحت کنترل خود در آوردند و این امر تا سال 1031 زمان سقوط خلیفه گری امویه به طول انجامید.

   تحسین و اقتباس فر هنگ اسلامی بعنوان تمدن برتر توسط مسیحیان اندلس و تأثیرپذیری متقابل مسلمانان از فرهنگ لاتینی اهالی اندلس از ویژگی های دوران حضور اسلام در اندلس است.

        هنگامی که سراسر اروپا در جهل و بی خبری کامل بود اندلس به تنهایی پرچمدار دانش و تمدن در غرب محسوب می شد و تمدنی که مسلمانان در این منطقه ساختند خاستگاه بیداری و تحول علمی بود که به مثابه تمدن شرق از غنای چشمگیری برخودار بوده و حاصل این تمدن اسلامی را می توان ظهور اندیشمندان، علما، فلاسفه و آثار معماری و رشد اقتصادی در جنوب اروپا مشاهده کرد20

       دكتر گوستاولون دانشمند معروف فرانسوى در این باره مى نویسد: در زمان مسیحیان اسپانیا قبل از اعراب ، تمدن و آبادى جز همان مقدار كه وحشیان گوت داشتند در این كشور به چشم نمى خورد، اعراب مقارن باپایان فتوحات خود در این سرزمین دست به اصلاحات و عمران و آبادى زده و در زمانى كمتر از صد سال توانستند زمین هاى لم یزرع و موات را زیر كشت و زرع در آورده و شهرهائى كه به صورت ویرانه در آمده بود از نو بسازند و بناهاى بسیار عالى و مهم در آنجا بنا كنند و از طرفى ارتباطات خارجى با كشورهاى دیگر برقرار سازند.سپس دست به ترویج علوم و دانش زده بهمین منظور كتب یونانى و لاتینى را به زبان عرب ترجمه كردند، دانشگاههاى بزرگى تاسیس نمودند كه یكى از همین دانشگاهها مدت زمانى مركز نشر علوم و معارف در تمام قاره اروپا شده بود... و در حقیقت قرطبه براى مدت سیصد سال مترقى ترین شهرهاى دنیاى آن روز بوده است.21

مدت زمان حکومت اسلامی در اسپانیا

  براساس گزارش های تاریخی مسلمانان درآندلس نزدیک به هشت قرن حکومت داشتند ودر طول صدها سال حکومت مسلمانان در اسپانیا که به اندلس شهرت یافته بود، حکمران های متعددی در این سر زمین حکومت می کرده اند.منجمله حکمرانانی که در طول این ایام حاکمیت مسلمانان را بز عهده داشتند عبارتند از:

  1.فتح اسپانیا تا سقوط خلافت امویان در دمشق (711- 750.م/92- 132. ق

   الف. فتح اسپانیا فتح اسپانیا بدست یک گروه از مسلمانان به رهبری طارق بن زیاد روی داد.
ب.
اندلس در زمان خلافت اموی در دمشق در سراسر این دوره اندلس به عنوان بخشی از امپراطوری اسلامی محسوب میشد.
2.حکومت مستقل امویان اندلس (756 -1031.م/139-422. ق)
  الف. پیدایش و تثبیت (756-912 .م/139 -300)

   بعد از سقوط خلافت اموی بدست عباسیان فردی از خاندان بنی امیه بنام عبدالرحمن در سال 756.م /139.ق در اندلس به حکومت میرسد.
ب.
دوران اوج وعظمت ( 912-976.م/300 -365.ق)
دوران اوج حکومت اموی اندلس در زمان عبدالر حمان سوم و الحکم دوم بود. مهمترین واقعه این دوره برگزیدن عنوان " خلیفه"از طرف عبدالرحمن سوم در سال
929.م /316.ق بود

 ج. سقوط و انحطاط (976-1031.م /365 -422.ق)
بعد از مرگ الحکم دوم بر سر جانشینی او و خلفای بعدی کشمکش در گرفت که این روند تا سقوط حکومت اموی اندلس در سال
1031.م ادامه یافت.

3.تشکیل حکومت شورای دولتی وشکل گیری دوره ملوک الطوایف اول (1031 -1091.م/ 422-484.
درسال
1031.م /422. ق شورای دولتی تشکیل شد و پایان خلافت امویان اندلس و تاسیس شورای دولتی را در قرطبه اعلام نمود که منجربه استقلال حاکمان محلی در شهرها شد.
4.حکومت مرابطون بر اندلس (1091-1145.م/484-535. ق)
مرابطون بریاست یوسف بن تاشفین و به دعوت حکمرانان و بزرگان مذهبی برای جلوگیری از حملات

مسیحیان اندلس را در اختیار میگیرند.
5.ملوک الطوایف دوم (1145-1170. م/535-565. ق)
سقوط حکومت مرکزی سبب هرج و مرج و درگیریهای داخلی شده ومنجر به قدرت گیری امرای محلی میشود.
6.حکومت موحدون بر اندلس (1170-1223.م/565-620. ق)
ابو یعقوب یوسف اول امیر موحدی توانست با یک رشته لشکر کشیهای مداوم برقسمتی از اندلس چیره شود. کاری که در زمان جانشینانش دنبال شد و به وحدت مجدد اندلس انجامید
7.
ملوک الطوایف سوم و اوج گیری روند باز پس گیری اسپانیا توسط مسیحیان (1223-1248.م /620 -645.ق)
ظهور مجدد حکومتهای محلی در اثر نبود یک دولت مرکزی به مسیحیان اجازه داد تا بعد از تصرف قرطبه و اشبیلیه به سمت جنوب اندلس پیش روند.
8.حکومت نصریه در غرناطه (1238-1492.م /635- 898.ق)
آخرین حکومت محلی مسلمانان در اندلس در سال
1238.م توسط محمد بن یوسف در جنوب اسپانیا تاسیس شد. این حکومت به مدت دو و نیم قرن تا سال 1492.م /898. ق برقراربود.22

        همان طوری که متقابلا اشاره شد که چه قدر و مدت چند سال مسلمانان در آندلس مسلط بودند،پس به این نتیجه می رسد که مدت زمان سلطنت مسلمانان نزدیک به 800 سال می رسد.

علت افول وپایان حکومت مسلمانان در اسپانیا

    در اواخر قرن پانزدهم میلادی، اندلس دستخوش موج عظیمی از حملات پی در پی مسیحیان شد و قلمرو مسلمانان، در شرق و غرب، یکی پس از دیگری به دست مسیحیان افتاد.در طی حملات بعدی، بسیاری از شهرهای غربی به تصرف مهاجمان مسیحی درآمد و از آن پس، اوضاع اندلس رو به پریشانی نهاد. حملات سنگین مسیحیان باعث تضعیف بیشتر قوای مسلمانان و کاهش قدرت آنان شد و مسیحیان را در تصرف دیگر شهرهای اندلس، مصممتر ساخت.

پس از چندی پرتغالیها سرزمینهای جنوب غربی را مورد تجاوز قرار داده و علی رغم تحمل تلفات فراوان، با تصرف نقاط مختلف اندلس شامل قرطبه و اِشبیلیه، آخرین ضربات را بر پیکر اندلس وارد آوردند. هنوز مدت زیادی از این تجاوزات نگذشته بود که تمام شهرهای اسلامی اندلس در شمال، غرب و شرق به دست مسیحیان افتاد و از فرمانروایى پهناور و مقتدر مسلمانان در اندلس، جز غرناطه در جنوب و چند شهر کوچک، دیگر چیزی باقی نماند.

   سرانجام مهاجمان مسیحی با حملهای وسیع و پس از 9 ماه محاصره، شهر غرناطه، آخرین پایگاه مسلمانان در اندلس را که در دوران شکوفایى تمدن اسلامی در طی چندین قرن به عنوان مهد این تمدن به شمار میرفت، در 19 ژانویه 1492م تصرف کردند و به این ترتیب اندلس پس از حدود 800 سال به طور کلی از دست مسلمانان خارج شد. مسلمانان در هنگام حکومت خود در اندلس، در نشر فرهنگ و تمدن اسلامی کوشیدند و تمدنی درخشان با شهرهای آباد، کشاورزی، صنایع و معماری پرشکوه به وجود آوردند.

      گرانادا و مادرید رحل اقامت افکندند. برخی شعائروشئونات اسلامی خود را حفظ کردند و برخی نیز بعنوان مسلمان در فرهنگ اسپانیایی مستحیل شدند و سرمایه خود را در زمینه های موارد توجه جامعة اسپانیا به کار انداختند.اغلب سرمایه گزاران عرب در اسپانیا اذ اهالی عربستان سعودی،کویت و امارات عربی متحده هستند. بخش اعظم مسلمانان ساکن در اسپانیا در شهر های سیوطه و ملیله و استانهای جنوبی اسپانیا زندگی می کنند.در سالهای اخیردر فضای نوین دمکراسی حاصله تعداد مراکزوجوامع اسلامی در اسپانیا تأسیس شده است که اهم آنها عبارتند از:

      جمعیت اسلامی اسپانیا،مرکز اسلامی،جماعت اسلامی اسپانیا، جماعت مسلمانان اندلس، جمعیت اسلامی اندلس،جامعه مسلمانان سویا،مسجد البینه،مراکز اسلامی تشیّع.23

سقوط وپایان حکومت مسلمانان در اسپانیا

      اخراج مسلمانان از اندلس پس از حدود هشتصد سال حکومت بر آن، از رويدادهاي مهم تاریخ اسلام است. تمدن شکوهمند مسلمانان در اندلس، بسیاری از مورخان را به خود جلب می‌کند. از همان ابتدای تسلط مسلمانان بر اندلس، مبارزه میان آنها با مسیحیان برای بازپس‌گیری اندلس ادامه داشت.

     بر اساس گفتمان مورَخین و تحلیل گران، سقوط اندلس را می تواند این طور تشریح کرد.با نزاع داخلی در میان «قشتاله» و «پرتقال» و جنگ صد ساله «فرانسم» و« انگلیس»و در کنار کمک نظامی و معنوی دولت«بنی مرین» به دولت کوچک غرناطه، سقوط کامل آندلس حدود یک قرن ونیم عقب افتاد و علما و دانشمندان و مسلمان اندلسی، با تجمّع در شهرهای جنوب آندلس، در سایه دولت«بنی نصیر»که توسط شحصی بنام محمد بن يوسف بن محمد بن نصير خزرجی تأسیس شده بود، شاهد آخرین مراحل تکامل علوم مختلف اسلامی از جمله ادبیات عربی بودند.لکن سر انجام سر نوشت محتوم آندلس باسقوط غرناطه که مقر حکومت بنی نصیر بود،رقم خورد و آندلس برای همیشه از حوزه قدرت مسلمانان خارج شد.24

     ولی اگر با کمی دقت تاریخ اندلس را مورد بررسی قرار داده شود به این تتیجه می رسد که  که سقوط اندلس نه در زمان حکومت خاندان بنی‌نصر (آخرین خاندان حکومتگر در اندلس) بلکه سال‌ها پیش از آن آغاز شده بود. اختلافات بسیار درونی مسلمانان در اندلس با یکدیگر و قدرتمند شدن طوایف و حکومت‌های مسیحی همسایة مسلمانان روز به روز بیشتر رخ می‌نمود. در این میان مسیحیان که از همان ابتدای فتح آرزوی بازپس‌گیری اندلس را درسر می‌پروراندند، طبیعی بود که از این اختلافات به بهترين شكل استفاده کنند، و در راه گرفتن اندلس گام نهند؛ راهی که کمی بعد و در دورة خاندان بنی‌نصر به مقصد رسید. در سال‌های پایانی حکومت مسلمانان بر اندلس، شاید بتوان نبرد العقاب25 را رويدادي دانست که روند سير بازپس‌گیری اندلس توسط مسیحیان را سرعت بخشيد. این نبرد در زمان ابوعبدالله محمد بن ابی یوسف ملقب به ناصر، از سلاطین دولت موحدین، رخ داد. در سال 608ق/1211م ناصر بر قلعه‌ای از قلاع مسیحیان دست یافت. به دنبال این پيروزي، آلفونسوی نهم، پادشاه قشتاله (از ممالک مسیحی همسایة مسلمنان)، از بزرگان و دلیران روم و حتی از خود پاپ کمک خواست و لشکری بسیار برای جنگ با مسلمانان فراهم كرد. ناصر از شهر جیان بیرون آمد و با لشکر آلفونسوی در جایی به نام عقاب روبه‌رو شد. در این جنگ، چنان‌که نوشته‌اند، بیش از صدهزار مسلمان کشته شدند. این شکست از يك سو پيامدهاي بسیار ناگواری برای مسلمانان، و از سوي ديگر پیامدهای نیکویی برای مسیحیان داشت. مسلمانان در این نبرد بسیار تلفات دادند و توازن قوا به نفع مسیحیان از دست رفت. مسیحیان نیز دریافتند که بازپس‌گیری اندلس آرزوي چندان دور از دسترسي نیست و آنها می‌توانند با اتحاد و تلاش بيشتر، این مهم را تحقق بخشند. 26

    در فاصلة بین سقوط موحدون و از دست رفتن اندلس، قدرت مقتدری وجود نداشت تا در برابر مسیحیان مقاومت کند. این پاره پاره شدن مسلمانان و نبود اتحاد ميان آنها، باعث شد مسیحیان فشار خود را بر مسلمانان بیشتر کنند. از سوي دیگر هم‌زمان با تفرقۀ مسلمانان، مسیحيان به اتحاد با یکدیگر روی آوردند. اما در اين دوران قدرتمند‌ترین حکومت‌های ملوک‌الطوایف اندلس، مانند خاندان بنی‌نصر،‌ حكومت مي‌كرد بنی‌نصر که بر غرناطه حکومت می‌کردند مردمی مروج تمدن بودند و درباری باشکوه داشتند و کاخ معروف الحمرا از آثار مشهور دورة عظمت آنهاست. این سلسله مدتی طولانی با مسیحیان در زدو خورد بود و در مقابل پیشرفت آنها مقاومت می‌کرد تا آنکه در سال 897م پایتخت ایشان، شهر غرناطه، به دست فردیناند و ایزابلا سقوط کرد و اندلس به کلی از دست مسلمانان بیرون رفت.27 افريناند با ديدن پايدارى مسلمانان، بى‏رحمانه راه آب و غذا را بر روى مردم شهر بست و سرانجام بر اساس پيمان صلحى كه در 25 نوامبر سال 1491. م برابر با 21 محرم سال 897 ه . ق ميان مسلمانان و پادشاه مسيحى بسته شد، غرناطه در نخستين روزهاى سال 897 ه . ق (1492.م) تسليم مسيحيان گرديد. پادشاه مسيحى بر اساس چندين ماده از اين عهدنامه متعهّد شد كه با مسلمانان به نيكى و عدالت رفتار كند و آنان را در امور دينى آزاد بگذارد؛ ولى ديرى نگذشت كه مسلمانان دچار ذلّت و خوارى بى‏سابقه‏اى در اندلس شدند.

برخى از مواد آن عهدنامه‏ى ننگين از اين قرار است
1. پادشاه غرناطه، رهبران، فقيهان، وزيران و همه‏ى كسانى كه در غرناطه و البيازين و اطراف زندگى مى‏كنند، متعهد مى‏شوند كه ظرف مدت شصت روز از تاريخ اين پيمان با اختيار، قلعه‏هاى الحمراء، برج‏ها و دروازه‏هاى ورودى غرناطه و البيازين را به شاه و ملكه‏ى كاتوليك يا به نمايندگان آن‏ها واگذار كنند. هم‏چنين، هيچ يك از مسيحيان حق ندارند از ديوارهاى قصبه و البيازين بالا رفته و از حال مسلمانان با خبر شوند و اگر كسى چنين كند، كيفر خواهد شد.
2. شاه، ملكه و جانشنيان‏شان براى هميشه متعهد مى‏شوند كه ابوعبداللّه‏ (حاكم غرناطه) رهبران، وزيران، فقيهان، نظاميان و ديگران را در عمل به امور دينى‏شان آزاد بگذارند و مساجد و عبادت‏گاه‏هايشان را تعطيل نكنند و اجازه دهند مسلمانان در دادگاه‏هايشان بر اساس احكام اسلام قضاوت كنند و عادات و رسوم خود را حفظ نمايند.
3. اگر ساكنان غرناطه، البيازين و مناطق ديگر بخواهند به مغرب مهاجرت كنند، حق دارند اموال منقولشان را به هر كس كه مى‏خواهند بفروشند.
4. بايد سلطان ابوعبداللّه‏ و ساكنان غرناطه، البيازين، البشارات و... هنگام واگذارى شهر، بقيه‏ى اسيران مسيحى را كه در اختيار دارند، بدون باج‏خواهى، آزاد سازند.
5.در صورت درگيرى ميان مسلمانان، بايد دشمنىِ ميان آن‏ها بر اساس قوانين اسلامى و به حكم قاضى مسلمان برطرف شود.

6.همه‏ى مردم غرناطه، البشارات و منطقه‏هاى ديگر و كسانى كه تا 30 روز از روز تسليم، با شاه و ملكه، اعلان دوستى كنند، تا مدت سه سال حق دارند از بخشودگى‏هاى دربار بهره‏مند گردند.28
    با بررسى دقيق اين پيمان‏نامه مشخص مى‏شود كه در واقع قشتالى‏ها، مسلمانان را فريب داده‏اند؛ چرا كه مسلمانان توان ايستادگى در برابر آن‏ها را داشتند. جالب اين كه مسيحيان حتى يك ماده از پيمان‏نامه را اجرا نكردند و از همان روز نخست ورود به غرناطه، نماز عشاى ربانى را در مسجد جامع آن شهر برگزار كردند. سپس مسلمانان كم‏كم به دست فريناند و جانشينانش، كزيمنس، فيليپ دوم، پسر شارل پنجم و فيليپ سوم، آزار و اذيت‏هاى بسيارى كشيدند و سرانجام فرمان معروف اخراج مسلمانان از اندلس و استقرار آن‏ها در سواحل مغرب صادر شد29.
    البته حاكمان مسيحى كه بخشى از اندلس را در دست داشتند، شگردهاى ديگرى نيز براى ضعيف كردن و شكست دادن مسلمانان به كار بردند؛ از جمله ميان حكومت‏هاى مسلمان تفرقه مى‏انداختند و آن‏گاه به عنوان هم‏پيمان يكى، عليه ديگرى اقدام نظامى مى‏كردند. جالب اين كه گاهى، فورا هم‏پيمان اول خود را رها كرده و با دومى پيمان همكارى مى‏بستند و عليه هم‏پيمان اول، وارد جنگ مى‏شدند. آری این همواره شیوه دشمنان اسلام بوده است که با فریب و با لبخند در صفوف مسلمانان وارد شده     و نا گهان از پشت ضربه شدید بر پیکر اسلام وارد میکند.لذا به هیچ عنوان هرگونه تعهدی از طرف این دشمنان تاریخی و جهان خوار داده شود قابل اعتماد نمی باشد.از زمان صدر اسلام تا زمان کنونی ما شاهد آن هستیم که روش و منش دشمنان همیشه خصومت و فرصت طلبی بوده است، ماجرای مسلمانان اندلس و علت سقوط حکومت هشصت ساله مسلمانان هم از قبیل همین دسیسه استکباری بوده است.

سه اصلی سقوط حکومت مسلمانان دراندلس

1 عوامل سياسی

           پــس از گذشــت قرن هــا از حكومت مســلمانان دراندلــس بــه مــرور اختلافــات بيــن دو گــروه مضري قحطاني روز به روز عميق تر و ريشــه اي تر شــد تا جاييگاه قدرت به دســت يكــي از اين دو مي افتاد بركــه هــرديگــري ســتم مي كــرد و گــروه مقابل به كارشــكني مي پرداخت. متاســفانه دامنه اختلافات و دشمني ها به جايــي رســيد كــه گــروه ضعيف تر به دامان دشــمن مســيحي چنگ مي زد و اســتمداد مي طلبيد و دشمن كه درصدد چنين موقعيتي بود و براي چنين پيشامدي لحظه شماري مي كرد از اختلافات دروني بهره برداري ودولت هاي كوچك اســلامي در اندلس را تصرف كرد در آخــر در ســال 897 هجــري قمــري به عمر آخرين حكومــت اســلامي در اندلس يعنــي حكومت بني نصرســهل انگاري در امــر حكومت و پايــان داد.

     علاوه بر این، تجميِع قدرت مسيحيانِ اروپا بر ضدّ اسلام؛اختلافات و رقابت های دولت شهرها با يکديگرخيانت وزرا و واليان، و هم پيمانی آن ها بامسيحيان، بر ضدّ رقبای مسلمان؛دوری اندلس از مرکز خلافت عباسی بغداد و بی لياقتی خلفای عباسی در حمايتِ از مسلمانان دراروپا،از جمله عوامل سقوط حاکمیت اسلامی در اندلس محسوب می شود.

 2.عوامل فرهنگی

        ميدان دادن به مبلغانِ مسيحی برای تبليغ مسيحيت در ميان مسلمانان؛ازدواجِ حُکّام با زنان مسيحی و نفوذ مسيحيت به دربارِ حاکمان،از جمله عوامل فرهنگی به حساب می اید که از سوی مسیحیان بر علیه حاکمیت اسلامی در اندلس صورت گرفت.

          مسیحیان که در شمال این کشور زندگی می کردند، قراردادهایی را با حاكمان مسلمان بستند و طبق آن آزادانه به ایجاد تفریح گاه و مدرسه و انجام تجارت بین مسلمانان پرداختند. در مدارس خود به فرزندان مسلمان، افكار دینی مسیحیت را القا می كردند و با به گردش در آوردن دختران زیباروی مسیحی در تفریح گاه ها، جوانان مسلمان را به آنجا می كشاندند و با ترویج خرید و فروش مشروبات الكلی، مردم مسلمان را از اعتقادات دینی خود دور می ساختند و به این طریق فساد را در تمام پیكره جامعه اسلامی رسوخ دادند و آن را از درون تهی كردند. بدین ترتیب بود كه توان مقاومت را از آنان گرفتند واین کار باعث شد که مسلمانان بزودی هویت دینی خودشان را ازدست دادند و افکار سکولاریسم در جامعه حاکم شد،مسیحیا که از قبل منتظر همجین کاری بودند،فرصت را غنیمت شمرد ومسلمانان را از این خاک بیرون کردند...

3 .عوامل اخلاقی

      ترويج  شراب خواری و شهوت رانی در بين جوانان مسلمان به وسيله رهبرانِ کليسا؛خوشگذرانی و عشرت طلبی حاکمان، و بنا کردن کاخ های مجلّل و حرمسراها.سقوط اندلس ، پيامدهای تلخی برای مسلمانان به دنبال داشت. مسيحيان به هيچ يک از مفاِد پيمانِ صلح باابوعبدالله  آخرين حاکم غرناطه  عمل نکردند.آنان، مسلمانان را مجبور به ترک کيش اسلام و قبول آيين مسيحيت میکردند، در غير اين صورت،شکنجه و سوزانده شدن به صورت زنده، در انتظارشان بود.اسقفِ اعظمِ شهر طُلَيْطَله فتوا داد که همه اعرابِ غيرمسيحی را با زن و فرزندان از دم تيغ شمشيربگذرانند و نيز فرمان داد کتاب های بسياری از مسلمانانرا بسوزانند و سرانجام، حکم اخراجِ همه مسلمانان ازاندلس را صادر کردند و تعداد زيادی از آن ها در بين راه به قتل رسيدند.

جمعیت مسلمانانِ اسپانیا در زمان کنونی

      جمعیت رو افزایش مسلمانان اسپانیا را بالغ بر450000 نفر تخمين زده اند که غالب آنان را مهاجران خارجی تشکیل می دهند.البته بخشی از جمعیت اسپانیایی سیوطه و ملیله در آن سوی مدیترانه نیز مسلمان هستند.

   تاقبل از سال 1975 اثری از فعالیت و حضور مسلمانان در جامعه اسپانیا مشهود نبود. به دنبال مرگ فرانکو و تغییر نظام حاکم براسپانیا، بر اثر ورود دانشجویان عرب و مهاجرت اتباع کشورهای اسلامی به تدریج موقعیت مسلمانان در این کشور تغییر یافت. در این سالها تعداد از مردم کشورهای اسلامی،به ویژه کشورهای عربی،مرکز فعالیتهای خود را به اسپانیا منتقل نمودند ودر نقاطی مانندالنسیا،کوردوبا،مالاگا،      گرانادا و مادرید رحل اقامت افکندند. برخی شعائروشئونات اسلامی خود را حفظ کردند و برخی نیز بعنوان مسلمان در فرهنگ اسپانیایی مستحیل شدند و سرمایه خود را در زمینه های موارد توجه جامعة اسپانیا به کار انداختند.اغلب سرمایه گزاران عرب در اسپانیا اذ اهالی عربستان سعودی،کویت و امارات عربی متحده هستند. بخش اعظم مسلمانان ساکن در اسپانیا در شهر های سیوطه و ملیله و استانهای جنوبی اسپانیا زندگی می کنند.در سالهای اخیردر فضای نوین دمکراسی حاصله تعداد مراکزوجوامع اسلامی در اسپانیا تأسیس شده است که اهم آنها عبارتند از:

      جمعیت اسلامی اسپانیا،مرکز اسلامی،جماعت اسلامی اسپانیا، جماعت مسلمانان اندلس، جمعیت اسلامی اندلس،جامعه مسلمانان سویا،مسجد البینه،مراکز اسلامی تشیّع.30

 

منابع:

1.       حمید،اسلامی زاده،اسپانیا(مباحث کشور هاو سازمانهای بین المللی «وزارت امر خارجه»17ص.

2.       محمد ابرا هيم، آيتی ،آندلس يا تاريخ حکومتاسلامی در اروپا ص204

3.       آثار المغرب و لاندلس ص145

4.       ياقوت حموی، معجم البلدان،ج1ص262

5.       ابن اثبر،الکامل فی التاريخ،ج4ص264

6.       ابن غداری،البيان المغرب،ج2ص2

7.       ابن اثبر،الکامل فی التاريخ،ج4ص264

8.       محمد رضا،تاريخ تحليلی آندلس،ص 19 شهيدی پاک

9.       طارق، فرزند زیادبن عبدالله بن رفهوبن ورفجوم بن نیرغاسن بن ولهاص بن یطوفت بن نفزاو، پیش از فتح اندلس از کارگزاران موسى، پسر نصیر بود (ابن عذارى، البیان المغرب فى اخبار الاندلس و المغرب (بیروت، دارالثقافه) ج 2، ص 5.

10.    حميد، اسلامی زاده ،اسپانیا(مباحث کشور هاو سازمانهای بین المللی «وزارت امر خارجه»ص2

11.    در بعضی از متون بجای ژولین لزریق نقل شده است:تاریخ افتناح الاندلس ص30

12.    ابن غداری،ج1ص6

13.    خلیل إبراهیم، السامرائی، تاریخ العرب و حضارتهم فی الاندلس ص31

14.    ابن عذرادی، البیان،ج2ص5،فتح الاندلس ص5

15.    حسین،مونس،سپیده دم اندلس ص 85

16.    همان ص 86

17.    تاریخ افتناح الاندلس ص34-36

18.    خلیل ابراهیم، السامری،عبدالواحد،ذنون،طه، تاریخ العرب و حضارتهم فی الاندلس ص263

19.    تاریخ العرب و حضارتهم فی الاندلس ص147-149

20.    همان ص 476-479

21.    Tebyan-moaleghin.ir

22.    تاريخ حکومت مسلمين در اروپا ص10-114

23.    Tebyan-moaleghin.ir

24.    حميد، اسلامی زاذه،سپانیا(مباحث کشور هاو سازمانهای بین المللی «وزارت امر خارجه»ص18

25.    محمد رضا،شهيدی پاک،تاريخ تحليلی اندلس،ص353

26.    محلى در نزديكى«حصن سالم»
خلیل ابراهیم، السامری،عبدالواحد،ذنون،طه، تاریخ العرب و حضارتهم فی الاندلس ص293

27.    همان،ص282، نقل از(الدولة العربية فی اسبانيا،ص38

28.    خاطره‏ى سقوط اندلس، احمد رائف، برگردان: محمدرضا انصارى، صص 99 ـ 105.

29.    . خاطره‏ى سقوط اندلس،ص 105 ـ 106

30.    حميد، اسلامی زاذه،سپانیا(مباحث کشور هاو سازمانهای بین المللی «وزارت امر خارجه»ص18.