مجتمع آموزش عالي امام خميني(ره)

مدرسه حکمت و دين پـژوهي

رشته کــــــــلام اســلامي دکتری

عنوان مقاله

اهداف بعثت  نبی اکرم (ص)در خطبه فدکیه

نگارنده

محمد ذاکر ناصري

 

 

 

 

 

 

 

چکیده

در بیان و وصف مقام قدسی حضرت صدیقه طاهره، فاطمه زهرا h عقول حیرانند و قلم ها از حرکت و زبان ها از سخن گفتن باز می مانند. و از قلمها از شرح کلمات گوهر ایشان باز می ماند، در مقاله حاضر نگاه اجمالی به جملاتی که آنحضرت h  مربوط  به اهداف بعثت نبی اکرمa  اشاره فرمودند را بیان نموده ایم و حد اقل به 16 مورد از اهداف بعثت نبی اکرم a پرادخته شده است.

 

کلید واژه ها : خطبه فدکیه ، اهداف بعثت ، پیامبراکرمa، صدیقه کبری h،.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

مقدمه

خطبۀ حضرت صدیقه طاهره سلام الله علیها در مسجد پیغمبرa که مشهور به خطبه فدکیه است، معارف اسلامی بسیاری را شامل است پژوهشگران دینی می تواند نکات بسیار وارزشمندی را دربارۀ توحید، نبوت، و امامت در این خطبه شریف بیابند
از همین رو، بسیاری از محققین به شرح این خطبه پرداخته اند که با عناوین متعدد ناممیده اند.

خطبه فدکیه که مملو ازمعارف الهی است یکی از آنها اهداف بعثت انبیاء الهی است که در این زمینه حضرت  صدیقه کبری(سلام الله علیها) مطالب گوهر باری ایراد نموده اند در این مقاله سعی ما بر این است که جملات گوهر باری که مربوط اهداف بعثت انبیاء است بیان و شرح دهیم.

 

 

 

 

 

 

قبل از شروع مقاله حدیثی در مورد فضیلت حضرت صدیقه کبری فاطمه زهراء h که از امام صادق آل محمدb نقل شده بیان کنم .

عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ‏ أَنَّهُ قَالَ‏ إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ اللَّيْلَةُ فَاطِمَةُ وَ الْقَدْرُ اللَّهُ فَمَنْ عَرَفَ فَاطِمَةَ حَقَّ مَعْرِفَتِهَا فَقَدْ أَدْرَكَ لَيْلَةَ الْقَدْرِ وَ إِنَّمَا سُمِّيَتْ‏ فَاطِمَةُ لِأَنَّ الْخَلْقَ فُطِمُوا عَنْ مَعْرِفَتِهَا.

«از امام صادق آل محمد b روایت شده همانگونه که شب قدر قابل درک نیست حضرت صدیقه طاهرهh  نیز قابل درک نیست چون آنحضرت بدان دلیل به این نام مبارک نامیده شد که آفرینش از شناخت و معرفت او برگرفته شده است. (دور نگه داشته شده است)»

اهداف بعثت نبی مکرم اسلام در خطبه فدکیه

 با تتبعی که ما انجام دادیم حضرت صدیقه کبری فاطمه زهراء h اهداف و فلسفه بعثت انبیاءb به ویژه بعثت نبی مکرم اسلامa را ذکر نموده اند.

1-     اتمام امرالهی

حضرت صدیقه کبری h در این باره می فرمایند:  ابْتَعَثَهُ اللَّهُ تَعَالَى‏ إِتْمَاماً لِأَمْرِه.[1]

( خدا پیامبرش را مبعوث کرد  زیرا او می خواست امر خود را به اتمام برساند )

 

 

 

یکی از اهداف بعثت انبیاء الهی اتمام امر الهی است .خداوند از ابتدای خلقت که حضرت آدم را مبعوث به رسالت کرد هدفی را که همان هدایت خلایق است دنبال نمود واین هدف را با بعثت نبی مکرم اسلامa به اتمام رساند  وکلام حضرت صدیقه طاهره h به این نقطه اشاره دارد.

2-  امضای حکم الهی

           حضرتh  در این باره می فرمایند: وَ عَزِيمَةً عَلَى إِمْضَاءِ حُكْمِه[2] .

«خداوند می خواست تا به وسیله مبعوث کردن پیامبرشa  حکمی را که از ازل داشته ،امضاء کند»

 

 

 خداوند از ازل می خواست که انسان های کاملی در این دنیا پدید آیند روی همین جهت پیامبرش را مبعوث به رسالت کردتا این خواست ازلی خودش را تحقق ببخشد وامضاء واجراء کند.

3-تنفیذ مقدرات حتمی خداوند

           در این باره  حضرت ام ابیها می فرمایند: وَ إِنْفَاذاً لِمَقَادِيرِ رَحْمَتِه[3].

 

«خداوند با بعثت پیامبرش می خواست مقدرات حتمی خویش را تنفیذ کند»

 خدا پیامبرش را فرستاد تاآنچه که  ازازل در علمش مقدر کرده حکم نموده  وبه امضای حتمی خود تنفیذ نماید.

4-  وحدت امتها

         حجت خدا بر ایمه b در این باره می فرمایند:  فَرَأَى الْأُمَمَ فِرَقاً فِي أَدْيَانِهَا[4]

«پس او امت ها دید ردحالیکه آنها فرقه فرقه شدند.» از این فرمایش حضرت زهرای مرضیه h ، فهمیده می شود که هدف بعثت تمام انبیاء الهی  وبه ویژه نبی مکرم اسلام a نجات بشر از فرقه گرایی واختلاف مذهبی ورساندن آنها به یکپارچگی بوده است.

5- نجات از آتش

یکی دیگر از اهداف بعثت نبی مکرم اسلامa از دیدگاه آنحضرت(س)این بوده است که می فرمایند:

عكَّفاً عَلَى نِيرَانِهَا.[5] «این امت ها همدم آتش دوزخ بودند.»

 

 

 در این جا اشاره به حالات قبل از بعثت دارد  وآن را توضیح می دهد : آ«ها سر از آتش جهنم در آوردندکه در این هنگام پدر بزرگوار من آها را نجات داد.

6-  برچیدن بت پرستی از جامعه

در این زمینه حضرت می فرمایند:

عَابِدَةً لِأَوْثَانِهَا [6]. «آنها بتهاشان را می پرستیدند. »

از این فرمایش صدیقه کبری (س) فهمیده می شود که یکی از اهداف مهم بعثت انبیاء الهی ونبی مکرم اسلامa نهی از بت پرستی ودعوت به خدای یگانه و بی همتا بوده است واین امر در برنامه تمام انبیاء الهی رد راس امور بوده است.

7- اقرار به خداوند متعال

حضرت فامه زهراءh  می فرمایند: مُنْكِرَةً لِلَّهِ مَعَ عِرْفَانِهَا[7]. «آنها با وجود معرفت به خداوند وجود او را انکار می کردند»

. طبق روایات زیادی انسانها در عالم زر به ربوبیت الهی اقرار کرده اند وآنها با عقل وفطرت در این جهان آن را پذیرفته اندولی به جهت عوامل متعدد منکر رب خودشان می شدند  حضرت زهرا (س) می فرمایند : خدا انبیاء الهی ونبی مکرن اسلام را فرستاد تا اقرا به خداوند متعال بکند.

 

8- بر طرف کردن ظلمت ها.

حضرت می فرمایند: فَأَنَارَ اللَّهُ بِمُحَمَّدٍ[8] صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ ظُلَمَهَا[9] .خداوند متعال به وسیله پدر من ظلمت وگمراهی را  به نور مبدل ساخت .

از این فرمایش صدیقه کبریh استفاده می شود که یکی از اهداف بعثت انبیاء الهی  ونبی مکرم اسلام a برچیده شدن بر عقاید خرافی وظلمانی مردم وتبدیل آن به هدایت بود ه است.

9-  برطرف کردن ابهام از دلها

حضرت در این باره می فرمایند:  وَ كَشَفَ عَنِ الْقُلُوبِ بُهَمَهَا [10] « از دلهای مردم ابهامات را برداشت»

از این جا معلوم می شود که یکی از اهداف بعثت زدودن شک و ابهام زدایی از دلهای مردم  بوده است

10-پرده برداری چشم باطن

حضرت صدیقه کبری (س) در این باره می فرمایند: و جلا عن الأبصار غمها[11]

 

از چشم مردم پوششها را کنار زد .ذاتا فطرت انسانها پاک ومنزه هستند ولی با ارتکاب معاصی از جمله حب دنیا وغیره پوششها و حجابهای روی ان فطرت پاک می نشیند و حقیقت را روی انسان پوشیده نگه می دارد انبیاء الهی  برای رفع  این حجابها مبعوث شده اند.

11-قیام به هدایت بشر

حضرت بضعه الرسولa در این فراز یکی از اهداف بعثت انبیاء را قیام برای هدایت بشر می دانند ودر این باره می فرمایند

        وَ قَامَ فِي النَّاسِ بِالْهِدَايَةِ، [12]. «وبه منظور هدایت بشر در میان مردم قیام کرد.»

همه انبیاء الهی برای هدایت بشر قیام کردند ولی قیام نبی مکرم اسلامa در این زمینه مستثنی است چون عصاره همه قیام های انبیاء به دست آنحضرت به ثمرنشست  ودر این راه از همه آنها زحمت فراوانی را تحمل کرد همچنان که خودش در این زمینه می فرمایند:

قَالَ: مَا أُوذِيَ نَبِيٌّ مِثْلَ‏ مَا أُوذِيت‏[13] «یعنی هیچ نبیی مانند من در این راه متحمل آزار نشدند.»

 

 

12- نجات از گمراهی

در این زمینه آنحضرت می فرمایند:

وَ أَنْقَذَهُمْ‏[14] مِنَ الْغَوَايَةِ.[15]  «او رسول خدا a مردم را از گمراهی نجات داد»

مروم به بجهت جاهلیت اولی روزی از آموزهای الهی دور  ودر گمراهی وضلالت مطلق به سر می بردند ولی با بعثت نبی مکرم اسلام از این ها نجات یافتند.       

13-باز کردن چشم بصیرت

در این باره می فرمایند: وَ بَصَّرَهُمْ مِنَ الْعَمَايَةِ.[16] «یعنی پیامبرa وقتی مبعوث شد آنها را از کور دلی نجات داد» این امر با مقایسه وضعیت عصر جاهلیت با عصر بعد از بعثت کاملا آشکار دیده می شود.

14- هدایت به دین محکم

حضرت این امر را نیز یکی از اهداف بعثت شمرده و میفرمایند:

 

 وَ هَدَاهُمْ إِلَى الدِّينِ الْقَوِيمِ.[17] او مردم را به دین محکم هدایت کرد.

15-                        دعوت به صراط مستقیم

در این زمینه می فرمایند: وَ دَعَاهُمْ إِلَى الطَّرِيقِ الْمُسْتَقِيمِ[18] او مردم را به راه راست فرا خواند.

16- نجات جامعه :

این اخرین هدف مذکور در خطبه فدکیه توسط حضرت زهراء اطهر(س) برای بعثت بیان شده است ودر این جمله حضرت اسم مبارک رسول گرامی اسلام a را تصریحا می آورد ومی فرمایند: فَأَنْقَذَكُمُ‏ اللَّهُ‏ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى بِمُحَمَّدٍ ص بَعْدَ اللَّتَيَّا وَ الَّتِي وَ بَعْدَ أَنْ مُنِيَ بِبُهَمِ الرِّجَالِ وَ ذُؤْبَانِ الْعَرَبِ وَ مَرَدَةِ أَهْلِ الْكِتَابِ[19]

«و شما را توسّط پيغمبر خود از اين همه پستى و هلاكت نجات بخشيد، و هر چه شعله آتش جنگ و خلاف را مى‏تافتند خداوند خاموشش مى‏كرد.»[20]

 

 

این فرمایشات را به آیات متعدد قرآنی نیز مستند ساختند و فرمودند: وَ كُنْتُمْ عَلى‏ شَفا حُفْرَةٍ مِنَ النَّار[21]   « بر كنار پرتگاه آتش بوديد كه شما را از آن رهانيد.»

كُلَّما أَوْقَدُوا ناراً لِلْحَرْبِ أَطْفَأَهَا اللَّه‏[22]

(هر بار كه آتشى براى پيكار برافروختند، خدا آن را خاموش ساخت‏)

شما را توسط  پدرم محمدa خدا نجات داد. وضعیت جاهلیت از هر لحاظ (سیاسی ،اجتماعی و دینی وغیره) در جزیره عرب خیلی نا مطلوب بوده ولی با بعثت نبی مکرم اسلامa آنها را نجات داد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

فهرست منابع

 

1-    قرآن کریم

2-    ابن طيفور، احمد بن أبي طاهر، تاريخ وفات مؤلف: 280 ق‏ ، ناشر: الشريف الرضي‏ ، مكان چاپ: قم‏ ، سال چاپ: بى تا، نوبت چاپ: اول‏

3-    اربلى، على بن عيسى ،كشف الغمة في معرفة الأئمة( ط- القديمة) مصحح: رسولى محلاتى، سيد هاشم، ناشر: بنى هاشمى‏، مكان چاپ: تبريز ، سال چاپ: 1381 ق‏

4-    جعفرى،  ترجمه الإحتجاج ، نويسنده: طبرسى، احمد بن على ، ناشر: اسلاميه‏ ، مكان چاپ: تهران‏

5-    طبرسى، احمد بن على،‏ تاريخ وفات مؤلف: 588 ق‏، الإحتجاج على أهل اللجاج‏ ، مصحح: خرسان، محمد باقر ، ناشر: نشر مرتضى‏، نوبت چاپ: اول‏ ، مكان چاپ: مشهد ، سال چاپ: 1403 ق‏.

6-    مجلسی ، محمد باقر بن محمد تقى‏، بحار الأنوار ، مصحح: جمعى از محققان ( ط- بيروت) ، ناشر: دار إحياء التراث العربي‏، مكان چاپ: بيروت‏، سال چاپ: 1403 ق‏

 



[1] مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى‏، بحار الأنوار ج29، ص 221. مصحح: جمعى از محققان ( ط- بيروت) ، ناشر: دار إحياء التراث العربي‏، مكان چاپ: بيروت‏، سال چاپ: 1403 ق‏

[2] همان.

[3] : طبرسى، احمد بن على،‏ تاريخ وفات مؤلف: 588 ق‏، الإحتجاج على أهل اللجاج‏،ج1 ص99 ، مصحح: خرسان، محمد باقر ، ناشر: نشر مرتضى‏، نوبت چاپ: اول‏ ، مكان چاپ: مشهد ، سال چاپ: 1403 ق‏

[4] : مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى‏، بحار الأنوار ج29، ص 223. مصحح: جمعى از محققان ( ط- بيروت) ، ناشر: دار إحياء التراث العربي‏، مكان چاپ: بيروت‏، سال چاپ: 1403 ق‏

[5] همان.

[6] همان/ج29/ص220.

[7] : مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى‏، بحار الأنوار ج29، ص 223. مصحح: جمعى از محققان ( ط- بيروت) ، ناشر: دار إحياء التراث العربي‏، مكان چاپ: بيروت‏، سال چاپ: 1403 ق‏

[8] : في الاحتجاج: بأبي محمّدa

[9] : مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى‏، بحار الأنوار ج29، ص 223. مصحح: جمعى از محققان ( ط- بيروت) ، ناشر: دار إحياء التراث العربي‏، مكان چاپ: بيروت‏، سال چاپ: 1403 ق‏

[10] همان.

[11] : ابن طيفور، احمد بن أبي طاهر، تاريخ وفات مؤلف: 280 ق‏ ، ناشر: الشريف الرضي‏ ، مكان چاپ: قم‏ ، سال چاپ: بى تا، نوبت چاپ: اول‏

[12] : مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى‏، بحار الأنوار ج29، ص 223. مصحح: جمعى از محققان ( ط- بيروت) ، ناشر: دار إحياء التراث العربي‏، مكان چاپ: بيروت‏، سال چاپ: 1403 ق‏

[13] : اربلى، على بن عيسى ،كشف الغمة في معرفة الأئمة( ط- القديمة) مصحح: رسولى محلاتى، سيد هاشم، ناشر: بنى هاشمى‏، مكان چاپ: تبريز ، سال چاپ: 1381 ق‏

[14] : في المصدر: فأنقذهم.

[15]: مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى‏، بحار الأنوار ج29، ص 223. مصحح: جمعى از محققان ( ط- بيروت) ، ناشر: دار إحياء التراث العربي‏، مكان چاپ: بيروت‏، سال چاپ: 1403 ق‏

 

[16]: مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى‏، بحار الأنوار ج29، ص 223. مصحح: جمعى از محققان ( ط- بيروت) ، ناشر: دار إحياء التراث العربي‏، مكان چاپ: بيروت‏، سال چاپ: 1403 ق‏

[17] همان.223

[18] : همان .

[19] : طبرسى، احمد بن على،‏ تاريخ وفات مؤلف: 588 ق‏، الإحتجاج على أهل اللجاج‏ ،ج1 ص 100. مصحح: خرسان، محمد باقر ، ناشر: نشر مرتضى‏، نوبت چاپ: اول‏ ، مكان چاپ: مشهد ، سال چاپ: 1403 ق‏.

[20] : جعفرى،  ترجمه الإحتجاج ، نويسنده: طبرسى، احمد بن على ، ناشر: اسلاميه‏ ، مكان چاپ: تهران‏

[21] : آل عمران 103.

[22] : مایده 63.

ذیلی زمرے

 علماء کے غرور کا توڑ


العبد :محمدجوادحبیب.

ﺍﮔﺮ ﮐﺴﯽ ﺷﺨﺺ ﮐﻮ ﺗﮭﻮﮌﺍ ﺑﮩﺖ ﻋﻠﻢ ﺣﺎﺻﻞ ﮨﻮ ﺟﺎﺋﮯ ﺗﻮ ﺍﺳﮯ ﺧﺪﺍ
ﮐﺎ ﺷﮑﺮ ﺍﺩﺍ ﮐﺮﻧﺎ ﭼﺎﮨﯿﮯ ﺍﻭﺭ ﺍﭘﻨﮯ ﺍﻧﺪﺭ ﺍﻧﮑﺴﺎﺭﯼ ﮐﻮ ﺟﮕﮧ ﺩﯾﻨﯽ ﭼﺎﮨﯿﮯ
ﺍﻭﺭ ﻋﻠﻢ ﮐﻮ ﻏﺮﻭﺭ ﺍﻭﺭ ﺧﻮﺩﭘﺴﻨﺪﯼ ﮐﺎ ﺍﻭﺯﺍﺭ ﻧﮩﯿﮟ ﺑﻨﺎﻧﺎ ﭼﺎﮨﯿﮯ ﺍﻭﺭ
ﺍﺱ ﺳﻠﺴﻠﮧ ﻣﯿﮟ ﺭﺳﻮﻝ ﺍﮐﺮﻡ ﺻﻠﯽ ﺍﻟﻠﮧ ﻋﻠﯿﮧ ﻭﺁﻟﮧ ﻭﺳﻠﻢ ﮐﯽ ﺍﺱ
ﺣﺪﯾﺚ ﮐﻮ ﭘﯿﺶ ﻧﻈﺮ ﺭﮐﮭﻨﺎ ﭼﺎﮨﯿﮯ ۔
ﺁﻧﺤﻀﺮﺕ ‏(ﺹ ‏) ﻧﮯ ﺍﺑﻮﺯﺭ ﺳﮯ ﻓﺮﻣﺎﯾﺎ :
ﺍﺑﻮﺯﺭ ! ﺟﺴﮯ ﺍﯾﺴﺎ ﻋﻠﻢ ﻣﻼ ﮨﻮ ﺟﻮ ﺍﺳﮯ ﻧﮧ ﺭﻻﺗﺎ ﮨﻮ ﺗﻮ ﺍﺳﮯ ﺑﮯ
ﻓﺎﺋﺪﮦ ﻋﻠﻢ ﻣﻼ ﮐﯿﻮﻧﮑﮧ ﺍﻟﻠﮧ ﺗﻌﺎﻟﯽ ﻧﮯ ﺍﮨﻞ ﻋﻠﻢ ﮐﯽ ﻭﺻﻒ ﺑﯿﺎﻥ ﮐﺮﺗﮯ
ﮨﻮﺋﮯ ﺍﺭﺷﺎﺩ ﻓﺮﻣﺎﯾﺎ ﮨﮯ : ﺟﻦ ﮐﻮ ﺍﺱ ﺳﮯ ﭘﮩﻠﮯ ﻋﻠﻢ ﺩﯾﺎ ﮔﯿﺎ ﮨﮯ ﺍﻭﺭ
ﺍﻥ ﭘﺮ ﺗﻼﻭﺕ ﮨﻮﺗﯽ ﮨﮯ ﺗﻮ ﻭﮦ ﻣﻨﮧ ﮐﮯ ﺑﻞ ﺳﺠﺪﮮ ﻣﯿﮟ ﮔﺮ ﭘﮍﺗﮯ ﮨﯿﮟ
ﺍﻭﺭ ﮐﮩﺘﮯ ﮨﯿﮟ ﮨﻤﺎﺭﺍ ﺭﺏ ﭘﺎﮎ ﻭ ﭘﺎﮐﯿﺰﮦ ﮨﮯ ﺍﺱ ﮐﺎ ﻭﻋﺪﮦ ﯾﻘﯿﻨﺎ ﭘﻮﺭﺍ
ﮨﻮﻧﮯ ﻭﺍﻻ ﮨﮯ ۔ ﻭﮦ ﻣﻨﮧ ﮐﮯ ﺑﻞ ﮔﺮ ﭘﮍﺗﮯ ﮨﯿﮟ ﺭﻭﺗﮯ ﮨﯿﮟ ﺍﻭﺭ ﻭﮦ ﻗﺮﺁﻥ
ﺍﻥ ﮐﮯ ﺧﺸﻮﻉ ﻣﯿﮟ ﺍﺿﺎﻓﮧ ﮐﺮ ﺩﯾﺘﺎ ﮨﮯ ۔
ﺍﺱ ﺣﺪﯾﺚ ﺳﮯ ﻣﻌﻠﻮﻡ ﮨﻮﺗﺎ ﮨﮯ ﮐﮧ ﺟﺲ ﻋﻠﻢ ﺳﮯ ﺧﻮﻑ ﺧﺪﺍ ﻣﯿﮟ
ﺍﺿﺎﻓﮧ ﻧﮧ ﮨﻮ ﺍﻭﺭ ﺟﻮ ﻋﻠﻢ ﺧﻮﻑ ﺧﺪﺍ ﻣﯿﮟ ﮔﺮﯾﮧ ﮐﺎ ﺑﺎﻋﺚ ﻧﮧ ﺑﻨﮯ ﺗﻮ
ﻭﮦ ﺑﮯ ﻓﺎﺋﺪﮦ ﻋﻠﻢ ﮨﮯ ﺍﻭﺭ ﺍﯾﺴﺎ ﻋﻠﻢ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﮐﻮ ﺧﺪﺍ ﮐﮯ ﻗﺮﯾﺐ ﻧﮩﯿﮟ
ﮐﺮﺗﺎ ﺍﻭﺭ ﺍﯾﺴﺎ ﺑﮯ ﻓﯿﺾ ﻋﻠﻢ ﺧﺪﺍ ﮐﻮ ﭘﺴﻨﺪ ﻧﮩﯿﮟ ﮨﮯ ۔ ﺍﺳﯽ ﻟﺌﮯ ﺍﮔﺮ
ﮐﻮﺋﯽ ﺍﮨﻞ ﻋﻠﻢ ﺍﭘﻨﮯ ﻋﻠﻢ ﭘﺮ ﻧﺎﺯ ﮐﺮﻧﮯ ﻟﮕﮯ ﺗﻮ ﺍﺳﮯ ﯾﮧ ﺳﻤﺠﮫ ﻟﯿﻨﺎ
ﭼﺎﮨﯿﮯ ﮐﮧ ﻭﮦ ﻗﺮﺁﻥ ﻭ ﺍﺣﺎﺩﯾﺚ ﮐﮯ ﻣﻤﺪﻭﺡ ﻋﻠﻤﺎﺀ ﻣﯿﮟ ﺳﮯ ﻧﮩﯿﮟ ﮨﮯ ۔
ﺍﮨﻞ ﻋﻠﻢ ﮐﻮ ﺍﭘﻨﯽ ﺯﻣﮧ ﺩﺍﺭﯾﻮﮞ ﭘﮧ ﻧﻈﺮ ﺭﮐﮭﻨﯽ ﭼﺎﮨﺌﮯ :
ﮐﺴﯽ ﺑﮭﯽ ﺍﮨﻞ ﻋﻠﻢ ﮐﻮ ﺻﺮﻑ ﻓﻀﯿﻠﺖ ﻋﻠﻢ ﭘﺮ ﮨﯽ ﻧﻈﺮ ﻧﮩﯿﮟ ﺭﮐﮭﻨﯽ
ﭼﺎﮨﯿﮯ ﺑﻠﮑﮧ ﺍﺱ ﮐﮯ ﺳﺎﺗﮫ ﺳﺎﺗﮫ ﺍﮨﻞ ﻋﻠﻢ ﮐﯽ ﺯﻣﮧ ﺩﺍﺭﯾﻮﮞ ﭘﺮ ﺑﮭﯽ
ﺗﻮﺟﮧ ﺩﯾﻨﺎ ﭼﺎﮨﯿﮯ ﮐﯿﻮﻧﮑﮧ ﺭﻭﺍﯾﺎﺕ ﻣﯿﮟ ﻭﺍﺭﺩ ﮨﮯ ﮐﮧ ﻗﯿﺎﻣﺖ ﮐﮯ ﺩﻥ
ﺟﺎﮨﻞ ﮐﯽ ﺳﺘﺮ ﻏﻠﻄﯿﺎﮞ ﻋﺎﻟﻢ ﮐﯽ ﺍﯾﮏ ﻏﻠﻄﯽ ﺳﮯ ﭘﮩﻠﮯ ﻣﻌﺎﻑ ﮐﺮ ﺩﯼ
ﺟﺎﺋﯿﮟ ﮔﯽ۔
ﮐﺴﯽ ﺑﮭﯽ ﻋﺎﻟﻢ ﮐﻮ ﺍﭘﻨﮯ ﻋﻠﻢ ﭘﺮ ﻧﺎﺯ ﮐﺮﺗﮯ ﻭﻗﺖ ﺑﻠﻌﻢ ﺑﺎﻋﻮﺭ ﮐﺎ ﺍﻧﺠﺎﻡ
ﺳﺎﻣﻨﮯ ﺭﮐﮭﻨﺎ ﭼﺎﮨﯿﮯ ﺍﻭﺭ ﺍﭘﻨﮯ ﻋﻠﻢ ﭘﺮ ﻓﺨﺮ ﮐﺮﻧﮯ ﮐﯽ ﺑﺠﺎﺋﮯ ﺍﺳﮯ ﺧﺪﺍ
ﮐﯽ ﻧﻌﻤﺖ ﺳﻤﺠﮭﺘﮯ ﮨﻮﺋﮯ ﺧﺪﺍ ﮐﺎ ﺷﮑﺮ ﺑﺠﺎ ﻻﻧﮯ ﮐﯽ ﻓﮑﺮ ﮐﺮﻧﯽ
ﭼﺎﮨﯿﮯ ۔ ﻭﺭﻧﮧ ﺟﻮ ﻋﻠﻢ ﻣﻌﺮﻓﺖ ﺧﺪﺍ ﮐﺎ ﺯﺭﯾﻌﮧ ﮨﯽ ﺛﺎﺑﺖ ﻧﮧ ﮨﻮ ﺍﺳﮯ
ﻋﻠﻢ ﮐﮩﻨﺎ ﮨﯽ ﻏﻠﻂ ﮨﮯ ۔ ﺍﯾﮏ ﻋﺎﻟﻢ ﮐﻮ ﺣﻘﯿﻘﺖ ﺷﻨﺎﺱ ﮨﻮﻧﺎ ﭼﺎﮨﯿﮯ ﺍﻭﺭ
ﺧﻮﺩﭘﺴﻨﺪﯼ ﺳﮯ ﭘﺮﮨﯿﺰ ﮐﺮﻧﺎ ﭼﺎﮨﯿﮯ ۔
ﺍﺣﺘﺮﺍﻡ ﻋﻠﻤﺎﺀ ﻭﺍﺟﺐ ﮨﮯ :
ﺧﻮﺩ ﭘﺴﻨﺪﯼ ﮐﮯ ﻣﺘﻌﻠﻖ ﺟﻮ ﻣﻌﺮﻭﺿﺎﺕ ﭘﯿﺶ ﮐﯽ ﮔﺌﯽ ﮨﯿﮟ ﺍﻥ ﮐﺎ
ﺍﻭﻝ ﻭ ﺁﺧﺮ ﻣﻘﺼﺪ ﯾﮧ ﮨﮯ ﮐﮧ ﻋﻠﻤﺎﺀ ﮐﻮ ﺧﻮﺩﺑﯿﻨﯽ ﺍﻭﺭ ﻏﺮﻭﺭ ﺳﮯ ﭘﺮﮨﯿﺰ
ﮐﺮﻧﺎ ﭼﺎﮨﯿﮯ ﺍﻭﺭ ﺍﭘﻨﮯ ﺧﺪﺍ ﺳﮯ ﻏﺎﻓﻞ ﻧﮩﯿﮟ ﮨﻮﻧﺎ ﭼﺎﮨﯿﮯ ﺍﻭﺭ ﻟﻮﮔﻮﮞ ﮐﻮ
ﺣﻘﺎﺭﺕ ﮐﯽ ﻧﻈﺮ ﺳﮯ ﻧﮩﯿﮟ ﺩﯾﮑﮭﻨﺎ ﭼﺎﮨﯿﮯ ۔
ﺍﻭﺭ ﺍﺱ ﮐﮯ ﺳﺎﺗﮫ ﻋﻮﺍﻡ ﻣﺴﻠﻤﯿﻦ ﮐﺎ ﻓﺮﯾﻀﮧ ﮨﮯ ﮐﮧ ﺟﺲ ﻋﺎﻟﻢ ﮐﺎ
ﻓﺴﻖ ﻇﺎﮨﺮ ﻧﮧ ﮨﻮ ﺍﺱ ﮐﺎ ﻣﮑﻤﻞ ﺍﺣﺘﺮﺍﻡ ﮐﺮﯾﮟ۔
ﮐﯿﻮﻧﮑﮧ ﻋﺎﻟﻢ ﮐﺎ ﺍﺣﺘﺮﺍﻡ ﺩﺭﺍﺻﻞ ﺧﺪﺍ ﮐﮯ ﻓﺮﺍﻣﯿﻦ ﺍﻭﺭ ﺭﺳﻮﻝ ﺍﮐﺮﻡ ﺹ
ﮐﮯ ﻓﺮﻣﺎﻥ ﮐﮯ ﺍﺣﺘﺮﺍﻡ ﮐﮯ ﻣﺘﺮﺍﺩﻑ ﮨﮯ ﺍﻭﺭ ﻋﺎﻟﻢ ﺩﯾﻦ ﮐﯽ ﺗﻮﮨﯿﻦ ﻭ
ﺗﺰﻟﯿﻞ ﺧﺪﺍﻭﺭﺳﻮﻝ ﺹ ﮐﯽ ﺗﻮﮨﯿﻦ ﻭ ﺗﺰﻟﯿﻞ ﮐﮯ ﻣﺴﺎﻭﯼ ﮨﮯ ۔ ‏

اقتباس از کتاب ﻗﻠﺐﺳﻠﯿﻢ .
العبد: محمدجوادحبیبThis e-mail address is being protected from spambots. You need JavaScript enabled to view it.
Www//kargilonline.com

 ﺍﻗﺘﻞ ﺧﻤﺴة ﻟﺘﻌﻴﺶ ﻓﻲ ﺳﻌﺎﺩﻩ

العبد: محمد جواد حبيب.

ﺇﺫﺍ ﻛﻨﺖ ﺗﺮﻳﺪ ﺃﻥ ﺗﻌﻴﺶ ﻓﻲ ﺳﻌﺎﺩﺓ ﺩﺍﺋﻤﺔ ﻣﻦ ﻏﻴﺮ ﺃﻥ ﻳﻌﻜﺮ ﺻﻔﻮ ﺗﻠﻚ ﺍﻟﺴﻌﺎﺩﺓ ﺷﻲﻓﻌﻠﻴﻚ ﺑﻘﺘﻞ ﻫﺆﻻ ﺍﻟﺨﻤﺴﺔ :

 ﺍﻷﻭﻝ : ﺍﻟﻔﺮﺍﻍ ﻭﺍﻟﻮﺣﺪﺓ : ﻋﻨﺪﻣﺎ ﻳﺸﻌﺮ ﺍﻹﻧﺴﺎﻥ ﺑﺎﻟﻮﺣﺪﺓ ﺗﺘﺪﺍﺧﻞ ﻋﻠﻴﻪ ﺍﻷﻓﻜﺎﺭ ﻭﺗﺘﺸﺎﺑﻚ ﻋﻠﻴﻪ ﺍﻷﻣﻮﺭ ﻓﻴﺘﻌﻜﺮ ﻣﺰﺍﺟﻪ ﺑﺎﻟﻐﺎﻟﺐ ﻭﻓﻲ ﻫﺬﺍ ﺍﻟﻮﻗﺖ ﺑﺎﻟﺬﺍﺕ ﺗﻔﻜﻴﺮﻩ ﻳﺰﻳﺪ ﻣﻦ ﺷﺪﺓ ﺗﻌﻘﻴﺪﻩ ﻭﺷﻌﻮﺭﻩ ﺑﺎﻟﻜﺂﺑﺔ ﺍﻟﻐﺎﻣﻀﺔﻓﺎﻟﻮﺣﺪﺓ ﺇﺫﺍ ﺍﻗﺘﺮﻥ ﻣﻌﻬﺎ ﺍﻟﺴﻠﺒﻴﺔ ﻓﻲ ﺍﻟﺘﻔﻜﻴﺮ ﻓﻬﻲ ﻗﺎﺗﻠﻪ ﻓﺎﻗﺘﻠﻬﺎ.ﺇﻻ ﻓﻲ ﺣﺎﻟﺔ ﻭﺍﺣﺪﺓ ﻭﻫﻲ ﺍﻟﻮﺣﺪﺓ ﻣﻊ ﺍﻟﻠﻪ ﺳﺒﺤﺎﻧﻪ ﻭﺗﻌﺎﻟﻰ ﻟﻤﺤﺎﺳﺒﺔﺍﻟﻨﻔﺲﻭﺗﻬﻴﺌﺘﻬﺎ ﻟﺘﻘﺒﻞ ﺃﻣﻮﺭ ﺍﻟﺤﻴﺎﺓ ﺍﻟﻄﺎﺭﺋﺔ ﻭﺍﻟﻤﺘﻐﻴﺮﺓﻓﻔﻲ ﻫﺬﻩ ﺍﻟﺤﺎﻟﺔ ﻓﻘﻂ ﺍﻧﺼﺢ ﺑﺎﻟﻮﺣﺪﺓ.

ﺍﻟﺜﺎﻧﻲ : ﺍﻷﺣﺰﺍﻥ ﻭﺍﻟﻬﻤﻮﻡ : ﺇﻥ ﻛﻨﺖ ﺗﺤﻤﻞ ﻣﻦ ﺍﻷﺣﺰﺍﻥ ﺟﺒﺎﻝ ﻭﻣﻦ ﺍﻟﻬﻤﻮﻡ ﻣﺜﻠﻬﺎ ﻓﺘﺬﻛﺮ ﺑﺄﻧﻚ ﺗﺆﺟﺮ ﻋﻠﻰ ﺫﻟﻚ ﺇﻥ ﺻﺒﺮﺕ ﻭﺍﺣﺘﺴﺒﺖ ﻓﺎﻗﺘﻞ ﺍﻟﺤﺰﻥ ﺍﻟﻤﻤﻴﺖ ﺍﻟﺬﻱ ﻳﺤﺜﻚ ﻋﻠﻰ ﺍﻟﺒﻜﺎ ﺩﺍﺋﻤﺎً ﺑﺴﺒﺐ ﻭﻣﻦ ﺩﻭﻥ ﺳﺒﺐ.

ﺍﻟﺜﺎﻟﺚ : اﻟﻜﺒﺮﻳﺎء ﻭﺍﻟﻌﻠﻮ: ﺇﺫﺍ ﻭﺟﺪﺕ ﻧﻔﺴﻚ ﺫﻭ ﻣﻨﺼﺐ ﻭﺫﻭ ﺣﺴﺐ ﻭﻧﺴﺐ ﻋﺮﻳﻖ ﻭﻣﻦ ﻋﺎﺋﻠﻪ ﺛﺮﻳﺔﻓﺘﺬﻛﺮ ﺃﺧﻮﺍﻧﻚ ﺍﻟﻔﻘﺮﺍ ﺍﻟﻤﺤﺘﺎﺟﻴﻦ ﺇﻟﻴﻚ ﻓﺈﻥ ﻛﻨﺖ ﺗﺮﺍﻫﻢ ﻣﺠﺮﺩ ﻓﻘﺮﺍء ﻭﻳﺴﺘﺤﻘﻮﻥ ﺍﻟﻤﻌﺎﻧﺎﺓ ﺍﻟﺘﻲ ﻫﻢ ﺑﻬﺎﻟﺘﺒﻘﻰ ﺃﻧﺖ ﺍﻷﻏﻨﻰ ﻭﺍﻷﻫﻢ ﻓﻲ ﻫﺬﺍ ﺍﻟﻌﺎﻟﻢ ﻓﻜﺒﺮﻳﺎﺅﻙ ﻭﻋﻠﻮﻙﻫﻨﺎ ﻗﺎﺗﻠﻴﻦ ﻟﻚ ﻓﺎﻗﺘﻠﻬﻢ.

ﺍﻟﺮﺍﺑﻊ : ﺍﻷﻧﺎﻧﻴﺔ ﻭﺍﻟﻐﺮﻭﺭ : ﻛﻠﻤﺘﺎﻥ ﻟﻤﻌﻨﻰ ﻭﺍﺣﺪ !!!ﺍﻟﻐﺮﻭﺭ ﻫﻮ ﻧﻬﺎﻳﺔ ﺍﻟﺸﺨﺺ ﻓﺎﺣﺬﺭﻩ ﻭﺍﻷﻧﺎﻧﻴﺔ ﻧﻬﺎﻳﺔ ﺍﻟﻨﻬﺎﻳﺔ ﻓﻜﻦ ﺣﺬﺭﺍً ﻭﺗﺬﻛﺮ ﺃﻥ ﺍﻹﻳﺜﺎﺭ ﺃﺟﻤﻞ ﻋﻄﺎٍ ﺇﻥ ﻛﻨﺖ ﺗﻤﻠﻜﻪ ﻓﺈﻥ ﻟﻢ ﻳﻜﻦ ﻓﺘﻌﻠﻤﻪ ﻭﺍﻗﺘﻞ ﺍﻷﻧﺎﻧﻴﺔ ﻭﺍﻟﻐﺮﻭﺭ.

ﺍﻟﺨﺎﻣﺲ : ﺍﻟﺤﻘﺪ ﻭﺍﻟﺤﺴﺪ : ﻧﺎﺭﻳﻦ ﻛﻞ ﻣﻨﻬﻤﺎ ﺃﺷﺪ ﻣﻦ ﺍﻷﺧﺮﻯ ﻓﺎﻟﺤﻘﺪ شیء ﺩﻓﻴﻦ ﻓﻲ ﺍﻟﻘﻠﺐ ﻳﺘﻮﻟﺪ ﺑﺎﻟﺘﺼﺮﻓﺎﺕ ﻭﺑﺎﻟﺘﻌﺎﻣﻞ ﻣﻊﺍﻟﻨﺎﺱﺇﻧﻪ ﺷﺮ ﻭﻧﺎﺭ ﺗﻬﻠﻚ ﺻﺎﺣﺒﻬﺎ ﻓﺤﺎﻭﻝ ﺍﻟﺘﺨﻠﺺ ﻣﻨﻬﺎ ﺑﺸﺘﻰ ﺍﻟﻄﺮﻕ ﺍﻟﺤﻘﺪ ﻗﺎﺗﻞ ﻟﺼﺎﺣﺒﻪ ﻓﺎﻗﺘﻠﻪ .ﺃﻣﺎ ﺍﻟﺤﺴﺪ ﻓﻬﻮ ﻣﺮﺽ ﻋﻀﺎﻝ ﻳﺠﺒﺮ ﺻﺎﺣﺒﻪ ﻋﻠﻰ ﺍﻟﻤﻮﺕ ﺍﻟﺒﻄﻲﻓﻬﻮ ﻻ ﻳﺮﺗﺎﺡ ﺑﺮﺅﻳﺔ ﻏﻴﺮﻩ ﺳﻌﻴﺪﺍً ﻭﻣﺘﻨﻌﻤﺎًﺑﻞ ﻳﺮﻳﺪ ﻛﻞ ﺷﻲ ﻟﻨﻔﺴﻪ ﻓﻘﻂ !!!

ﺗﺨﻠﺺ ﻣﻨﻪ ﺑﻘﻮﻝ  ﻣﺎ ﺷﺎ ﺍﻟﻠﻪ ﻻ ﻗﻮﺓ ﺇﻻ ﺑﺎﻟﻠﻪ ((ﻭﻗﻮﻝ )) ﺑﺎﺭﻙ ﺍﻟﻠﻪ ﻟﻪ ﻓﻴﻤﺎ ﺃﻋﻄﺎﻩ ﻭﻗﺮﺍﺓ ﺍﻟﻤﻌﻮﺫﺍﺕ ﺍﻟﺜﻼﺛﺔﺍﻟﺤﺴﺪ ﻣﺮﺽ ﻋﻀﺎﻝ ﻗﺎﺗﻞ ﻟﺼﺎﺣﺒﻪ ﻓﺎﻗﺘﻠﻪ.

.mjmufeedi@yahoo @yahoo.co.in